محمد حسن خان اعتماد السلطنه

126

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

باب هشتم در برخى از آثار روحانيه و مآثر معنويه و حقايق تمدنيهء اين چهل سال از پادشاهى بيزوال از قبيل ترقيات صناعات و علوم ، و تبدلات عادات و رسوم ، و رواج معارف جديده ، و انتشار فنون بديعه ، و كافهء ظهورات و عموم اكتشافات و غير ذلك مما يضاف اليها و يعطف عليها ، از خصايص عصر جديد كه به ترويج اين دولت جاويد در مملكت ايران پديد گرديده است . همانا اين پادشاه كه قواعد مملكتش استوار و سنين سلطنتش بيشمار باد در اين چهل سال شمسى دولت ايران را رونقى داد و هركارى را در اين ملك آيينى بر نهاد كه عشرى از آن صورت مىنپذيرد الا به روزگار دراز و قرنهاى ديرباز . مردم ايران علاوه بر افتخار قدمت تاج و تخت پادشاهى و سبقت رواج صنعت و دانش و آگاهى كه اينك تواريخ دنيا تا سه هزار سال از آن گواهى مىدهد آحاد ايشان به ادمغهء فلاسفه يونان طعن و طنز مىآورند و در فرط استعداد و قوت مشاعر و حدت قلوب و صحت افكار و رزانت آراء و حصافت ؟ ؟ ؟ عقول بر ملل مختلفهء جميع جهان دعوى رجحان مىدارند ، اين ملت بزرگ را از بعد آنكه سالها مثل ساير ملل آسيا مىگذشت كه به اقتضاى قضاى مبرم از دولتهاى بزرگ عالم واپس مانده بود اين شهريار ديگر بار در نصاب خويش قرار داد ، و از تمدن اروپا كه به مثابه بحر زخار است انهار سرشار به اين خاك برگشود و شرايط و ادوات و مبادى و مقدمات هرگونه ترقى و تربيت براى طبقات اهالى و رعيت ممهد فرمود ، و از پيكر اين كشور كه بر حسب اتفاقات دچار عروض عاهات شده فى المثل عرضهء بكم و عمى و صم و غمى گرديده بود رفع امراض و ازاحهء علل نمود و از سر زبانى گويا و چشمى بينا و گوشى شنوا و هوشى رسا بر آن افاضه فرمود ، آن‌چنان كه « لولا التقى لقلت جلت قدرته » . و از عجايب صناعات و صنايع و امهات مبتكرات و مخترعات و بدايع و آثار و اسرار قوه خلاقهء نفوس و طبايع كه هيچيك وارد متخيلهء نگرديده و هرگز به خاطرى نخليده بود و چنانچه كسى نادره‌اى از آنها را در مجلسى غاص به خواص ايرانيان حكايت مىكرد بر تخطئه و تسفيهء وى همگان همداستان مىگرديدند ، اين مملكت را